كدخبر: ۸۲۴
تاريخ انتشار: ۱۶ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۳:۲۶
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
درسهایی که سیاستمدار مدرن به جریان های سیاسی آموخت

چهره ای که دکتر محمد باقر قالیباف از سیاست ورزی به طور عام واصولگرایی به طور خاص ارائه می دهد چهره ای به روز، کارآمد و اخلاقی است وبه حق می توان گفت که با توجه به عملکرد جریان اصولگرا در چهار سال گذشته این چهره می تواند در آینده ای نه چندان دور باعث تجدید اعتبار اصولگرایی و حتی سیاست ورزی در عرصه سیاسی کشور شود. اظهارات قالیباف را می توان سرمشق های جدیدی برای سیاستمداران وجریان های سیاسی موجود برشمرد که بنظر می رسد در پیدا کردن مسیر ارتباط با مردم در قالب سیاست مسیر خود را گم کرده اند.

قالیباف در مصاحبه ای که روز گذشته انجام داد محورهای سیاست ورزی خود را به گونه ای ترسیم کرد که با توجه به شرایط سیاسی موجود می توان به آسیب شناسی فقدان احتمالی چنین چهره ای در عرصه انتخابات ریاست جمهوری پرداخت. با رجوع به محورهای اصلی مصاحبه دیروز شهردار تهران والبته سایر مصاحبه های اخیر وی به خوبی می توان دریافت که قالیباف سیاست مداری مدرن اما با هویت واصیل است.
 
وی معتقد است که اصولگرایی واقعی محیطی پر نشاط برای رقابتی سالم وتمام عیار است.قالیباف در شرایطی اصولگرایی را به پویایی سیاسی پیوند می زند که در چهار سال گذشته جریان حاکم بر قدرت به نام اصولگرایی مسیری متفاوت را طی کرده است واتفاقا با نوعی سیاست زدگی افراطی و انحصار طلبی دعوا و تنش زایی را به جای رقابت سالم سیاسی انتخاب کرده است.
 
این اظهارات قالیباف به نوعی ریشه در برخی ناملایمت ها و سنگ اندازی ها در مسیر خدمت شهردار تهران به مردم نیز دارد. قالیباف در دوران مدیریت خود بر شهر تهران تلاش بسیاری کرده است که عرصه مدیریت شهری را از لوث دعواهای سیاسی پاک نگه دارد واتفاقا این تلاش صادقانه باعث منزلت ویژه وی در افکار عمومی شده است .
 
این محبوبیت قالیباف در نظر کسانی که تمام هم وغم خود را صرف ماندن در قدرت کرده اند گران آمده است و به انحاء مختلف در مسیر مدیریت شهر تهران اخلال ایجاد کرده اند تا مبادا محبوبیت روز افزون قالیباف در افکار عمومی خدشه ای به حصار بسته قدرت آنان وارد کند. بلوکه کردن اعتبارات مترو و سنگ اندازی در مسیر حل مشکل ترافیک تهران و تخریب های هولناک وناجوانمردانه شهردار تهران در سایت ها و رسانه های حامی دولت تنها چند نمونه ازعملکرد قدرت طلبان است.

قالیباف در مقابل این نوع عملکردها رویه ای مدرن، اخلاقی و مردمی را پیش روی می نهد و با تعریف اصولگرایی به محیطی پرنشاط برای رقابتی تمام عیارو سیاسی به تخریب گران و دشمنان خود درس سیاست ورزی واخلاق می دهد. نکته مهم در درس سیاسی قالیباف به دشمان خود افشای رمز ماندگاری در عرصه سیاست است.
 
در یک رقابت سالم سیاسی نقش مردم به عنوان قلب تپنده نظام سیاسی پررنگ و تاثیر گذار است و برای کسب قدرت وماندگاری بر مسند لازم است که رضایت مردم از طریق عملکردهای سنجیده وعقلایی کسب شود واز تمسک به وسایل غیر مجاز نظیر سر دادن شعارهای غیر واقعی و مانع تراشی و اتهام افکنی به رقبا خود داری شود.

قالیباف درادامه تدریس منظومه سیاست خود برای جریان های سیاسی کشوربه آنها می آموزد که برای ماندگاری در قدرت لازم است با استفاده از ظرفیت مدیریتی نخبگان توانمند فارغ از جناح بندی های سیاسی عمل کنند وبه تعبیردیگر شایسته سالاری را سرمشق مدیریت خود قرار دهند.این درس قالیباف ضمن آنکه متاثر از پایبندی به این آموزه در مدیریت شهر تهران است ناشی از نگاه انتقادی او به مدیریت کلان کشوردر 12 سال گذشته نیز هست که با تغییر دولت ها دچار نوسانات غیر متعارف وعزل ونصب های سیاسی زیان بار شده است.

قالیباف در این نقطه با وام گرفتن اصولگرایی اصلاح طلبی از بیانات رهبرانقلاب به فاصله عمیق دو جناح متعارف سیاسی کشور نیز اشاره می کند ونسبت به رواج اباحه گری ازیک سو وقدرت یافتن جمود وتحجر عقلی از سوی دیگر هشدار می دهد. این نیز درسی جامع شناسانه به گروههای سیاسی موجود است که جامعه در متن خود به دو صفحه مجزای اصولگرایی واصلاح طلبی تقسیم نمی شود. اگر اصولگرایی پایبندی به ارزشهاست واصلاح طلبی میل به پیشرفت است مردم ایران ضمن پایبندی به اصول خواهان پیشرفت نیز هستند وبه بیان دیگر ضمن پایبندی به آرمان های انقلاب مطالبات نوین و به روز خود را نیز پیگیری می کنند.

قالیباف سیاستمداری مدرن و اصولگرایی اصلاح طلب است که در شرایط شکسته شدن مرزبندی های مرسوم وکاذب سیاسی ظهور کرده است. وجود چنین مردانی در دهه چهارم انقلاب برای دستیابی به پیشرفت وعدالت و رسیدن به اهداف اصلی انقلاب و در عین حال فتح قله های پیشرفت جهانی غنیمت است.

نظرات بینندگان:
قضاوت راجع به آقای قالیباف و انگیزه ایشان از عدم حضور در انتخابات هنوز زود است. ویژگی بارز ایشان محاسبه گری است و انتساب اوصاف بسیار متعالی برای ایشان زیبنده نیست
توانايي و اقتدار برآيند ظرفيت هاي جامعه است. اين اقتدار زماني واقعي و كارآمد خواهد بود كه كليه عناصر جامعه به تناسب حجم و ظرفيت مناطق خود به مشاركت گرفته شوند. و در اين صورت است كه وفاق ملي حاصل مي شود.آيا ساختار اداره كشور اينگونه است و همه مردم ايران از تركمن و بلوچ و عرب وكرد و ترك و فارس براساس حقوق شهروندي برابر در اداره كردن كشور نقش دارند و آيا همه مردم ايران بطور مساوي در موقعيت ها و امكانات و سرمايه هاي كشور سهيم هستند.انتظار مي رود آقاي قاليباف به سمت اجراي اصل 15 و19 قانون اساسي گام بردارد تا وفاق و وحدت ملي حفظ شود. اهوازي
* نام:
ايميل:
* نظر: