كدخبر: ۷۹۲
تاريخ انتشار: ۲۷ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۳:۱۲
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
تحقق طرح‌های بزرگ بر بستر توان مديريتي قالیباف
اگر او بیاید...
ارزيابي مديران كشور به خوبي نشان می‌دهد كه قاليباف مديري است كه به آنچه وعده داده عمل کرده و موفق به اجرای حجم بالايي از برنامه‌های کلان شده است.

در روزهایی که به تدریج به کوران فعالیت های انتخاباتی ریاست جمهوری دهم نزدیک می شویم هر گروهی و فردی از چشم اندازی خاص به اعلام نظر پیرامون وقایع می پردازد .در این میان بازار اعلام نظر پیرامون کاندیداهای قطعی و احتمالی بسیار داغ است.

نگاشتن يك مطلب در يك ويژه‌نامه نوروزي كه داراي ماهيت سياسي نيز مي‌باشد براي بنده كه اهل قلم زدن در معناي ژورناليستي آن نيستم، طبيعتاً بايد دشوار باشد، اما به دلايلي مفيد ديدم كه نكاتي را در اين يادداشت يادآور شوم كه شايد بتواند براي دوستان عزيز مفيد باشد.
 
مهمترين اين دلايل آن بوده كه بنده به اقتضاي مسئوليتم در شهرداري تهران، طبعاً آشنايي نزديك‌تري با وجوه فعاليت مديريتي دکتر قالیباف دارم، وجهي كه کمتر بدان پرداخته شده است. او آرام و صبور و در عین حال با انگیزه و مصمم در عرصه هایی که قبول مسوولیت کرده؛ توان مدیریتی خود را به اثبات رسانده است و این خود وجه تمایز او با کسانی است که ادعا را جایگزین توانمندی کرده اند. از اين رو مفيد ديدم كه به ذكر بخشی از آنچه در مدت همكاري با ايشان مشاهده كرده‌ام، بپردازم.

همه مي‌دانيم كه مديريت شهرها در ايران، به دلايلي چون محدوديت اختيارات، كمبود منابع مالي، قوانين دست و پاگير، ساختارهاي سازماني فرسوده و... بسيار دشوار است و در شهري مانند تهران، اين دشواري به طريق اولي وجود دارد.
 
تهران را نبايد يك «شهر» به معناي مرسوم آن به حساب آورد، بلكه بهتر است به تعبير دكتر قاليباف آنرا یک «استان شهر» بناميم كه در آن يك شهر مركزي با مجموعه‌اي از شهرهاي اقماری و با تراكم بالا گردهم آمده‌اند و يكي از بزرگترين كلان شهرهاي جهان را بوجود آورده‌اند، البته كلان شهري كه براي سال‌ها با روند مهاجرت و گسترش بي‌رويه شهر روبرو بوده است.
 
اين روند گسترش شهر، در حالی صورت گرفته كه به دلیل مشكلات ناشي از انقلاب و جنگ براي مدت‌ها، تهران فاقد يك مديريت شهري به معناي مرسوم كلمه بوده است، يعني مديريتي كه بتواند، ساخت و سازها را كنترل كند، زيرساخت‌هاي شهري را متناسب با جمعيت در حال ورود افزایش دهد، سرمايه‌گذاري‌هاي مورد نياز را اعمال کند و...

در دهه بعد از جنگ نيز، ضرورت‌ها و نيازهاي اوليه زندگي در تهران، آنقدر شديد بود كه عملاً فرصت اندكي براي انجام مجموعه‌اي از برنامه‌ريزي‌هاي دراز مدت براي تهران وجود داشته است. در تمام اين مدت مي‌توان تهران را يك شهر «مهارناپذير» تلقي كرد كه عملاً هيچ‌كس توان كنترل و مديريت تمام حد و ثغور آن را نداشت، وجوه بسيار قابل توجهي از فعاليت‌ها در شهر، خارج از كنترل شهرداري انجام مي‌شد، ساختار سازماني شهرداري، ساختاري فرسوده و با بهره‌وري اندك بود كه اعتماد چنداني بدان وجود نداشت، تهران دائماً با روند فزاينده مشكلات روبرو بود و همه مشكلاتي كه از آنها آگاهي داريم.
 
به صراحت مي‌توانیم بگويیم كه در طي سال‌هاي بعد از دوران دفاع مقدس نيز، شهرداري تهران در بيشتر مواقع تنها به مديريت امور روزمره شهر مي‌پرداخت، نه برنامه‌اي به آن معنا كه در دنيا مي‌شناسيم وجود داشت و نه كنترلي براي اجراي برنامه ها.
 
وقتي قاليباف و تيم مديريتي او وارد شهرداري تهران شدند، انتظار همه تداوم رويه‌ها و اقدامات قبلي بود،یعنی اداره امور شهر، بر بستر قالب‌هاي تعريف‌ شده و محدوده‌های قبلي، ارائه خدمات روزمره به شهروندان. اما اكنون مي‌توان در اين مورد به قضاوت نشست كه چگونه قاليباف توانست آن پوسته قبلي را شكسته و به تعريف نويني در مديريت شهري تهران بپردازد. نمي‌خواهیم در اينجا به تشريح دستاوردهایی که معمولاً گفته مي‌شود بپردازیم.

بزرگترین دستاورد قالیباف

ولي به شخصه بزرگترين دستاورد قاليباف را در اداره شهري مانند تهران در این می‌بینیم كه وي موفق شد پس از چندين دهه كه شهري كنترل‌ناپذير مي‌نمود، آنرا تحت كنترل درآورد و براي آن به برنامه‌ريزي (به معناي واقعي آن) بپردازد. اهميت اين مقوله از آن روست كه بدانيم، اساساً وقتي مي‌توان از برنامه حرف زد كه بر محيط اعمال برنامه كنترل نسبي وجود داشته باشد.
 
وقتي كنترلي بر محيط اعمال برنامه وجود نداشته باشد، نتيجه برنامه، شكست از پيش تعیین شده مي‌باشد. اتفاقي كه دقيقاً براي تهران مي‌افتاد و حاصل آن بود كه برنامه‌ها مي‌آمدند و شكست مي‌خوردند و تهران به مانند قبل بر مدار روزمره‌گي اداره مي‌شد.

اما نگاهي به كارنامه قاليباف حاكي از روندي رو به رشد دارد كه طي 3 سال و اندي ،نه تنها كنترل او بر مجموعه شهر كاهش نيافته است بلكه او توانسته هر سال بيش از سال قبل بر محيط و ابعاد گوناگون شهر مسلط شود، و در سايه اين تسلط به طرح حوزه‌هاي جديد مسئوليتي براي شهرداري بپردازد، منابع مالي مورد نياز را براي اجراي طرح‌ها تامين نمايد، استقلال شهرداري را به حد قابل توجهي افزايش دهد، ساختار مالي و اداري شهرداري را اصلاح كند و به عنوان مديري در مقياس جهاني مطرح شود (انتخاب به عنوان يكي از 10 شهردار برتر جهان).

بدين ترتيب قاليباف به همراه تيم مديريتي خود توانسته است، تهران را مهار كند که اين يك تحول ساختاري بزرگ محسوب می‌شود كه معناي آن بسيار فراتر از اقدامات ظاهري و شعاري است. اين موفقيت بر بستر مجموعه‌اي از تحولات زيرساختي در شهرداري، همفكري نخبگان، جلب مشاركت مردمي و تقويت استقلال شهرداري ممكن شده است به نظر که سالها درگیر طیف گوناگونی از فعالیت های اجرایی در گوشه وگنار بوده ایم این یک تجربه فوق العاده است که می تواند در سطوح و ابعاد کلان ملی به کار گرفته شود..

مايلم در این مقال به يك ويژگي که در او ديده‌ایم اشاره كرده و از آن نتيجه‌گيري پاياني را ارائه دهم. معيار مهم ارزيابي توان يك مدير آن است كه بدانيم او تا چه حد توانسته، طرح ها و آنچه را که بيان داشته در قالب برنامه مدون سازد و در مرحله بعد كارآمدي لذا بايد ديد سخنان و شعارها تا چه حد به برنامه و برنامه‌ها تا چه میزان به عمل بدل شده‌اند.

ارزيابي مديران كشور از محور و معيار فوق (كه قابليت كمي‌سازي نيز دارد) به خوبي نشان می‌دهد كه اكثريت مديران ما نمره خوبي را کسب نمی‌کنند، ولي از نزديك شاهد بوده‌ام كه قاليباف مديري است كه به آنچه وعده داده عمل کرده و موفق به اجرای حجم بالايي از برنامه‌های کلان شده است.

سخن گفتن بدون التزام به اجراي آن، يك سنت معمول در نزد مديران کشور است، اين توان قاليباف ارزشي وافر دارد، قابليتي كه او را فردي شايسته براي مديريت كلان كشور مي‌نمايد. طي سال‌ها، سخن‌ها و حتي برنامه‌ها بيان شده ولي در طي زمان به فراموشی سپرده شده و نيازها به قوت خود باقي مانده‌اند، قاليباف با تجربه ناجا و شهرداري نشان داد كه آنچه سال‌ها آرزو بوده را عملی ساخته است و اين محقق نشده مگر بر پایه توان مديريتي او، وی مديري است كه بسياري او را كارآمدترين گزينه براي مديريت كلان كشور مي‌دانند و بنده نيز با اين گروه همراه هستم.

فرصت های از دست رفته

امروز کشور ما در موقعیت حساسی قرار گرفته است.برنامه های بسیار خوبی مدون شده اند ولی متاسفانه در صد تحقق آنها اندک بوده است.فرصتهای زیادی وجود دارند ولی به درستی در راستای ایجاد یک حرکت سریع توسعه ای قرار نمی گیرند.ما دارای شکافی هستیم که نمی توانیم فرصتهایمان را در خدمت تحقق برنامه هایمان قرار دهیم. این حلقه مفقوده «مدیریت» است.
 
مدیریتی که بتواند فرصتها را در خدمت اهداف قرار دهد.قالیباف مدیری است که نشان داده مهم ترین ویژگی او پر کردن شکاف فوق الذکر است.از این رو او نیاز امروز کشور است و وظیفه نخبگان ما حمایت از او برای بدست گرفتن سکان قوه مجریه می‌باشد، البته اگر او بیاید!

امیر عباس بهاری

*عضوشورای مرکزی جمعیت پیشرفت و عدالت ایران اسلامی
* نام:
ايميل:
* نظر: