در طول 8 ماه اخير نيز ، روابط ايران با اتحاديه اروپا بهدليل بروز برخي مسائل با سه كشور اروپايي به خصوص انگليس و فرانسه در مسير چالش قرار گرفته است.
اولين وزير امور خارجه اتحاديه اروپا در مصاحبهاي با شبكه تلويزيوني اسكاينيوز اعلام كرد گام بعدي اتحاديه اروپا در مورد ايران ارسال پرونده هستهاي كشورمان به شوراي امنيت است. كاترين اشتون كه به تازگي سكانداري سياست خارجي اتحاديه اروپا را به جاي خاوير سولانا بر عهده گرفته در اظهارات بياساس گفت:« ما نسبت به آنچه در ايران ميگذرد نگران هستيم. براي من تاسفبار است كه ايران امكان گفتوگو را از دست داده اكنون بايد ببينيم چه اقداماتي بايد در اين زمينه صورت بگيرد.» اشتون هفته پيش نيز به آمريكا سفر كرده و با هيلاري كلينتون وزير امور خارجه آمريكا در مورد پرونده هستهاي ايران گفتوگو كرده بود.
اشتون در مصاحبه با اسكاينيوز با اشاره به گفتوگو با كلينتون گفت: «براي هر دو ما كاملا روشن بود كه بايد براي اين مشكل فكري كنيم. بايد ببينيم چگونه ميتوان به بهترين شكل ممكن با پرونده هستهاي ايران برخورد كرد.» البته اشتون اولين بار نيست كه عليه ايران با گستاخي تمام موضع ميگيرد.وي در اواخر دي ماه در پارلمان اروپا مدعي شد ايران به درخواست جامعه بينالملل پاسخ نداده و نگرانيهاي كشورهاي جهان را در خصوص برنامههستهاياش برطرف نكرده است.
وي در همان سخنراني ادعا كرد ايران، افغانستان، پاكستان، فلسطين، سومالي و يمن در صدر اولويتهاي اتحاديه اروپا قرار دارند. اين اظهارات نشان ميدهند وزير امور خارجه اروپا نسبت به نماينده عالي سابق سياست خارجي اتحاديه اروپا از موضع تندتر و خصمانهاي عليه ايران برخوردار است. خاوير سولانا در مدت زمامداري خود تلاش ميكرد با استفاده از ادبياتي ديپلماتيك از ايجاد تنش ميان اتحاديه اروپا و ايران جلوگيري كند و به همين دليل در بسياري از مواقع مواضعي دوپهلو توسط وي اتخاذ ميشد.
همكاري بيشتر عليه برنامه هستهاي
سخنان اخير اشتون نشان ميدهد اتحاديه اروپا قصد دارد عليه برنامه هستهاي ايران همكاري بيشتري با كاخ سفيد داشته باشد. اشتون مخالفت خود را با ايران، صرفا به مسائل هستهاي مرتبط نكرده و در اظهاراتي مداخلهجويانه و بياساس نقض حقوق بشر از سوي كشورمان را محكوم كرده است. وي در 28 آذرماه در روزنامه تايمز در تشريح ديدگاههاي خود مدعي شده بود اتحاديه اروپا همسو با متحدانش فشار بر ايران را براي كنترل برنامههاي هستهاي اين كشور ادامه خواهد داد.
اشتون در مقاله خود خواستار همكاري بيشتر اروپا با متحدان استراتژيك خود مانند آمريكا، روسيه، چين، هند و برزيل شده بود. در همين راستا نخستين برنامه سفر اشتون به واشنگتن كه هفته پيش انجام شد نشان داد كه آمريكا و اتحاديه اروپا قصد دارند در مورد برنامه هستهاي ايران همكاري گستردهتري داشته باشند. با اين اوصاف به نظر ميرسد كه روابط ايران و اتحاديه اروپا در دوران وزارت امور خارجه اشتون با فراز و نشيبهاي فراوانيهمراه باشد و احتمال كاهش سطح اين روابط در آينده، چندان دور از ذهن نيست.
كاهش دادوستد اقتصادي اروپا با ايران
نشانههاي كاهش سطح روابط در مسائل اقتصادي ايران و اتحاديه اروپا از هماكنون آشكار شده است. بنابر گزارشهايي كه رسانههاي آلماني در هفته اخير منتشر كردهاند برخي از شركتهاي آلماني به توصيه دولت اين كشور قصد دارند همكاريهاي خود را با كشورمان قطع كنند.
به گزارش دويچهوله شركت زيمنس قصد دارد در تابستان سال جاري به همكاريهاي خود با ايران پايان دهد. شركت بندرسازي هامبورگ نيز انصراف خود را از نوسازي تاسيسات بندرعباس اعلام كرده است. دويچهوله تصميم زيمنس و شركت بندرسازي هامبورگ را نتيجه فشار اسرائيل اعلام كرده است.
مقامات اسرائيلي در طول ماههاي اخير در ادامه تشديد سياستهاي خصمانه ضدايراني خود مذاكرات فراواني با كشورهاي اروپايي در مورد تشديد تحريمها عليه كشورمان داشتهاند. اين شركت هامبورگي پس از فشارهاي شديد شوراي مركزي يهوديان اين تصميم را اتخاذ كرد.
هرچند شركتهاي آلماني از طريق دوبي معاملات خود را با ايران انجام ميدهند اما دولت آلمان حمايتهاي خود را از آنها بهشدت كاهش داده است. به گزارش «ديپلماسي ايراني» در حالي كه در سال 2004 ميلادي آلمان از طريق بيمه هرمس دو ميلياد و 300 ميليون يورو اعتبار تضميني براي كالاهاي صادراتي به ايران تعيين كرده بود اين رقم در سال 2009 به 68 ميليون يورو رسيده است.
«عصر ايران» نيز به نقل از سايت «واينتنيوز» گزارش داد كه مبادلات بازرگاني ايران و 27 كشور عضو اتحاديه اروپا در شش ماه نخست سال 2009 ميلادي شش ميليارد دلار كمتر از شش ماهه مشابه سال 2008 بوده است.
همگرايي با آمريكا يا تقابل با ايران؟
البته تمايل كشورهاي اروپايي را نسبت به تشديد تحريم ايران بدون نزديكي اخير كشورهاي اروپايي با سياست خارجي دولت باراك اوباما نميتوان تحليل كرد. پيشتر سياستهاي يكجانبهگرايانه جورج بوش و اختلافنظر اساسي ژاك شيراك، رئيسجمهور سابق فرانسه و گرهارد شرودر، صدراعظم سابق آلمان مانع از اتخاذ يك سياست واحد از سوي اروپا و آمريكا عليه ايران شده بود اما بعد از آغاز به كار رياستجمهوري نيكلا ساركوزي در سال 2007 و صدراعظمي آنگلا مركل، فرانسه و آلمان همگرايي بيشتري در پرونده هستهاي ايران از خود نشان دادند.
با روي كار آمدن باراك اوباما و اعلام سياست همكاري راهبردي با اتحاديه اروپا، مواضع كشورهاي اروپايي و ايالات متحده نسبت به قبل نزديكتر شده و حتي در برخي موارد كشورهاي اروپايي بهخصوص آلمان، فرانسه و انگليس تلاش ميكنند نسبت به ايالات متحده پيشرو باشند.
در طول 8 ماه اخير نيز ، روابط ايران با اتحاديه اروپا بهدليل بروز برخي مسائل با سه كشور اروپايي به خصوص انگليس و فرانسه در مسير چالش قرار گرفته است. موضوع رابطه ايران و اتحاديه اروپا به احتمال فراوان زماني تيرهتر خواهد شد كه مجلس شوراي اسلامي كشورمان طرح كاهش سطح روابط با انگليس را تصويب كند.
فرانسويها نيز همچنان در مواضع ضدايراني پيشقدم هستند و دولت آلمان نيز از سوي آمريكا و اسرائيل براي كاهش حجم مبادلات تجاري تحت فشار شديد قرار دارد.دوشنبه هفته گذشته نيز كشورهاي عضو اتحاديه اروپا حمايت خود را از تشديد تحريمها عليه كشورمان اعلام كردند. بر اين اساس انتظار ميرود روابط ايران و اتحاديه اروپا در ماههاي آينده درخصوص برنامه هستهاي ايران با چالشهاي جديدي همراه شود.
روزبهراستگو