يکشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۸ - 2019 August 18
جمعیت پیشرفت و عدالت ایران اسلامی      
کد خبر: ۳۵۳
تاریخ انتشار: ۲۶ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۵:۲۶
نبايد تصور كرد كه مورالس يك ايدئولوگ است و با شعارهاي ضد امپرياليستي كه مي‌دهد مي‌تواند متحد استراتژيك خوبي براي ايران باشد، چراكه عملكرد وي بيانگر اين است كه وی يك عملگرا است. چه بسا با گرفتن امتيازات بيشتري از آمريكا به سمت آن سوق يابد.
هفته گذشته، مورالس، رئیس‌جمهور بولیوی در پاسخ به سفر سال گذشته آقای احمدی‌نژاد به بولیوی، سفری به ایران نمود که بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های غربی به همراه داشت. شواهد موجود نشان‌دهنده نگرانی مقامات آمریکا نسبت به برقراری روابط ایران با کشورهای آمریکای لاتین از جمله بولیوی است، طوریکه 36 نماینده کنگره آمریکا قطعنامه‌ای را آماده کردند و در آن نسبت به پیامدها و عواقب روابط روزافزون دولت آقای احمدی‌نژاد با بعضی کشورهای آمریکای لاتین به کاخ سفید هشدار دادند.

بنابراین سئوالاتی که در اینجا مطرح می‌شود، این است که:
1. اهمیت سیاسی و اقتصادی بولیوی برای ایران چیست؟
2. اهداف سفر مورالس به ایران چه بود و چه نتایجی در پی داشته است؟
3. علت نگرانی آمریکا از گسترش روابط و همکاری‌ها میان ایران و بولیوی چیست؟

در ابتدا جهت تسهیل در پاسخ به سئوالات فوق می‌توان نگاهی اجمالی به وضعیت اقتصادی- سیاسی بولیوی به شرح ذیل داشت:
بولیوی کشوری است محصور در خشکی که با برزیل، پاراگوئه، آرژانتین و شیلی همسایه است. این کشور که در آمریکای جنوبی قرار دارد، مدت‌ها قبل مستعمره اسپانیا بوده است که سرانجام با انقلاب مردمی به استقلال دست پیدا کرد. تاریخ این کشور حاکی از بی‌ثباتی سیاسی است، طوریکه از زمان استقلال خود از اسپانیا (در سال 1825 میلادی) تاکنون شاهد 200 کودتا و ضدکودتا بوده است.
 
بولیوی یکی از توسعه‌نیافته‌ترین کشورهای آمریکای جنوبی است. حدود 3/2 مردم آن که اکثراً کشاورز هستند، در فقر زندگی می‌کنند. فقدان زیرساخت‌ها و نیروی انسانی ماهر این کشور را نیازمند سرمایه‌گذاری و همکاری‌های خارجی برای بهره‌برداری از منابعش کرده است.
 
در حقیقت نوع همکاری و سرمایه‌گذاری در این کشور سبب بروز مشکلات زیادی برای مردم بولیوی شده است. با نفوذ کشورهای خارجی از جمله آمریکا، این کشور تاکنون نتوانسته است در زمینه‌‌های مختلف پیشرفت چندانی داشته باشد.

مهمترین اقلام وارداتی بولیوی محصولات نفتی، کاغذ، گندم و دانه‌های نباتی است و مهمترین اقلام صادراتی آن نیز گاز طبیعی، نفت خام، قلع و روی، جواهرآلات و میوه است. جالب اینجاست که مردم بولیوی در شرایطی زندگی فقیرانه خود را سپری می‌کنند که بولیوی از لحاظ ذخایر نفت دومین کشور در قاره آمریکاست و ذخایر گاز آن یک تریلیون و چهارصد میلیارد متر مکعب برآورد شده است.
 
به‌علاوه معادن فلزات از جمله طلا، نقره و مس نیز دارد و بیش از نیمی از گاز مصرفی برزیل را نیز تأمین می‌کند. این کشور با وجود در اختیار داشتن ذخایر بزرگ گاز، تولید ناخالص داخلی معادل با کشور افغانستان یعنی 23 میلیارد دلار دارد و نزدیک به 70٪ جمعیت 9 میلیونی آن زیر خط فقر زندگی می‌کنند.

در رابطه با وضعیت سیاسی این کشور نیز باید گفت که این کشور به همراه سایر کشورهای آمریکای لاتین در نگاه سیاستمداران آمریکائی همواره نقش حیات خلوت آمریکا را ایفا کرده است. لذا تحولات داخلی آن پیوسته از سوی آمریکا مورد توجه قرار گرفته است.
 
اما رویدادهای سیاسی جدید در سال های اخیر و بخصوص پس از انتخابات بولیوی تغییرات جدی در سیاست خارجی این کشور ایجاد نموده است. روی کار آمدن مورالس که تمایلات ضد امپریالیستی قوی دارد، جهت کلی و خط‌مشی‌های سیاسی مردم و رهبران این منطقه را تغییر و آن را در مسیر جدایی از گذشته خود قرار داده است.
 
اگر نگاهی به گذشته کشورهای آمریکای لاتین داشته باشیم خواهیم دید که تعامل سیاسی آنها با خارج تابعی از سیاست‌های واشنگتن بوده و این کشورها کمتر قادر به اتخاذ سیاست‌های مستقل در عرصه سیاست خارجی بوده اند. اما هم اکنون سیاست های این کشورها خلاف جهت منافع آمریکا ن قرار گرفته است.
 
نخستین گواه بر این ادعا سیاست های بولیوی تحت ریاست جمهوری مورالس است. مورالس رهبر حزب به‌سوی سوسیالیسم پس از به‌قدرت رسیدن در انتخابات 18 دسامبر 2005 در بولیوی تمایلات ملی‌گرایانه خود را آشکار کرد و در اول ماه مه 2006 صنایع نفت و گاز کشورش را ملی اعلام کرد. این اقدام موجب وارد آمدن شوک بزرگ به شرکت‌های نفتی خارجی شد، چراکه نفت و گاز به‌عنوان کالایی استراتژیک برای تأمین انرژی هستند و قدرت‌های بزرگ جهان با در اختیار داشتن آن توسط دولتهای مستقل مخالفند.

اهداف ایران از برقراری روابط سیاسی- اقتصادی با بولیوی
تحولات سیاسی در منطقه آمریکای لاتین از سال 2002 میلادی به‌گونه‌ای پیش رفت که منجر به‌ قدرت‌یابی احزاب چپ در این منطقه گردید و موجی در آمریکای لاتین به‌وجود آمد که به (موج صورتی) معروف شد. این موج کشور بولیوی را نیز فرا گرفت و این کشور همچون سایر کشورهای آمریکای لاتین در پی هویتی جدید برای خود برآمد.
 
هویت جدید ضد آمریکائی بستری برای نزدیکی سیاستهای آنها با ایران فراهم ساخت. این روابط در رسانه‌های غربی اینگونه تحلیل می‌شود که دولت ایران با رویکردهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی خود سعی دارد تا تحکیم روابط با کشورهای آمریکای لاتین در کنار آنها جبهة جدیدی را در صحنه جهانی علیه آمریکا و نظام ناعادلانه بین‌المللی ایجاد نماید.
 
اگرچه شروع سیاست نگاه به آمریکای لاتین از دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی و با سفر چاوز به ایران آغاز گردید، اما اوج این رابطه به دولت نهم بازمی گردد.
 
در حال حاضر دولت اهداف خود جهت برقراری رابطه با کشورهای آمریکای لاتین همچون بولیوی را به شرح ذیل برمی شمرد:
1. تهدیدزدایی از پیرامون ایران و ایجاد روندهای نوین بین‌المللی؛
2. فرصت‌سازی و ایجاد ظرفیت‌های نوین متقابل؛
3. گسترش عمق استراتژیک ایران.
دستیابی به این سه هدف از طریق سه محور سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و رسانه‌ای دنبال می گردد.

اهداف بولیوی از برقراری روابط سیاسی- اقتصادی با ایران
1- مورالس زمانی که مردم بولیوی از فساد اقتصادی و اداری، تبعیض و غارت منابعشان به تنگ آمده بودند، به ریاست جمهوری انتخاب شد، لذا سعی نمود نظام اقتصادی کشور را تغییر دهد، چراکه سرمایه‌‌داری و نئولیبرالیسم را پاسخی نادرست به تورم و سایر مشکلات اقتصادی کشور می‌دانست، در نتیجه سعی نمود از درآمد نفت و گاز برای بهبود وضعیت اقتصادی کشور استفاده نماید.
 
در این راستا روند خصوصی‌سازی خدمات پایه و منابع طبیعی را متوقف ساخت و صنعت نفت وگاز را نیز در اول ماه می‌ سال 2006 ملی اعلام کرد. بر همین اساس توسعه همکاری ها در بخش نفت و گاز با ایران در اولویت سیاسی- اقتصادی بولیوی قرار گرفت.
 
این کشور سعی نمود از طریق همکاری با شرکت‌های ملی نفت ایران، منابع نفتی خود را استخراج نماید و از آنجا که برای تأمین تقاضای جدید کشورهای مختلف نیازمند 800 میلیون دلار سرمایه‌گذاری خارجی طی سه سال بود، لذا از پیشنهاد همکاری اقتصادی و دریافت وام از ایران استقبال نمود.

2-مورالس می‌کوشد با برقراری مناسبات حسنه با ایران، شریک استراتژیک مطمئنی برای خود بیابد، چراکه این کشور در میان همتایان منطقه‌ای خود به جز ونزوئلا، کوبا و نیکاراگوئه کشوری را نمی‌یابد که در مخالفت با سیاست‌های سلطه‌گرانه آمریکا به‌عنوان یک دوست همراه آن باشد. از این رو توجه خود را به کشورهای ماورای اقیانوس اطلس و از همه مهمتر ایران معطوف ساخته است.
 
در سخنرانی‌ها و اعلام مواضع مورالس، بیش از همه، امپریالیسم ستیزی، استکبار ستیزی، استقلال‌طلبی از سیاست‌های آمریکا تکرار می شود. اخراج سفیر آمریکا از بولیوی نمونه گویایی از این سیاست جدید است و این مسائل همان موضوعاتی است که دولت نهم نیز بر آنها تأکید می‌ورزد.

3- سرمایه‌گذاری ایران در بولیوی برای مورالس مهم است، چراکه تولید ناخالص داخلی در بولیوی حدود 9 میلیارد دلار است. در طول یک سال آینده سرمایه‌گذاری یک میلیارد دلار ایران، بازار خاورمیانه را برای بولیوی باز می‌کند و تمامی حوزه‌های اقتصادی این کشور متحول می‌شود.

نتایج و دستاوردهای سفر مورالس به ایران
1- پس از وام مقدماتی که ایران در سال گذشته و در زمان سفر آقای احمدی‌نژاد به بولیوی پرداخت کرد، در دیدار اخیر مورالس از ایران تأیید شد که ظرف 5 سال آینده ایران قصد دارد، 1/1 میلیارد دلار در بولیوی سرمایه‌گذاری کند که این میزان برای تقویت روابط اقتصادی و کشاورزی بولیوی از کارخانه‌های شیر گرفته تا ایستگاه‌های رادیویی و تلویزیونی و سرمایه‌گذاری در بخش هیدروکربن و تولید برق از آب به کار گرفته خواهد شد.

2- اعزام گروهی از تکنیسین‌های بولیوی به ایران برای گذراندن دوره‌‌های آموزشی در بخش‌های مختلف اقتصادی و اجرای طرحی در زمینه پتروشیمی در بولیوی توسط کارشناسان ایرانی

3- یادداشت تفاهم جهت حمایت‌های متقابل از منافع و مصالح یکدیگر. به‌عنوان مثال حمایت از عضویت غیردائم ایران در شورای امنیت سازمان ملل برای مقطع زمانی 2009 تا 2010 که انتخاب آن در شصت و سومین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل در اکتبر 2008 انجام خواهد شد.

4- انتقال سفارتخانه بولیوی از مصر به ایران
تنها سفارتخانه بولیوی که در مصر قرار داشت و به عنوان تنها سفارتخانه این کشور در خاورمیانه بود به ایران انتقال یافت.

در بررسی روابط ایران با بولیوی دو نکته مهم را باید در نظر داشت:
نکته اول اهمیت بولیوی برای آمریکا و نکته دوم بحران های داخلی آمریکای لاتین است.
الف- اهمیت بولیوی برای آمریکا
از ديرباز ارزش استراتژيك كشورهاي آمريكاي لاتين از جمله بوليوي به اندازه‌اي بوده است كه آمريكا بيشترين تلاش را براي به آزمون درآوردن ارزش‌هاي دموكراسي و اقتصاد بازار در آن اعمال نموده است.
 
به‌گونه‌اي كه از همان ابتدا با طرح دكترين مونروئه با هر گونه مداخله خارجي در اين منطقه مخالفت كرد. از اين رو هرگونه حركتي در اين بخش از جهان كه بر خلاف تمايلات و منافع آمريكا باشد، به‌دليل قرابت جغرافيايي و موقعيت ژئوپولیتيك آمريكاي لاتين با برخورد آمریکا مواجه خواهد شد.
 
به‌خصوص اينكه با توجه به نقش استراتژيك و اساسي بوليوي در اتحاد آمريكاي جنوبي، اين كشور به مثابه قلب منطقه بوده و آمريكا درصدد كنترل منابع انرژي آن مي‌باشد. به همين دليل عمده نگراني آمريكا:
1. از دست دادن كنترل اين كشور
2. گسترش نفوذ ايران در اطراف مرزهاي آمريكا
3. و اشتراك منافع ميان ايران با كشورهاي بوليوي، كوبا، ونزوئلا و كره شمالي است که مي‌تواند زمينه‌ساز رويكردهاي فرامنطقه‌اي در قبال سياست‌هاي آمريكا باشد.
رأي منفي ونزوئلا به قطع‌نامه شوراي حكام در سپتامبر 2005 در خصوص ارجاع پرونده هسته‌اي ايران به شوراي امنيت اين نگراني را بيشتر كرد.

4. بوليوي با دارا بودن مقام دوم منابع گازي در منطقه آمريكاي لاتين، با نزديك شدن به ايران خواهد توانست به ديگر كشورهاي همسايه نظير برزيل و آرژانتين انرژي صادر كند. با تحقق يافتن اين روند آمريكا امتياز انجام معاملات نفت و گازي را با اين كشورها از دست خواهد داد.

مواضع آمريكا:
آنچه مسلم است اين است که وضع کنونی به هیچ وجه مورد درخواست و علاقه آمریکا نیست و همچنانکه مورالس نیز تأکید کرد، آمریکا می¬کوشد با تحریک مخالفان دولت در این کشور زمینه کودتا و جابجایی قدرت در بولیوی را فراهم سازد. این سیاست، رویکرد جدیدی نیست و با مراجعه به تاریخ موارد مشابه بسیاری برای آن یافت.

1- در سال 1971 از كودتاي بوليوي حمايت و آن را رهبري كرد. همچنين سعي نمود با افزايش هجمه‌هاي فرهنگي و تبليغاتي خود، راه را بر روي استقلال‌طلبي بوليوي سد نمايد.
2- دولت آمريكا به مخالفان جدايي طلب دولت اوومورالس در بوليوي كمك‌هاي مالي گسترده‌اي كرده است و تاكنون 120 ميليون دلار در اختيار رهبران مخالف بوليوي كه درصدد تجزيه مناطق ثروتمند اين كشور هستند، گذاشته است.
3- كمك‌هاي نظامي و اقتصادي به طرفداران خود در منطقه را تقویت کرده و در داخل كشور بوليوي به بهانه مبارزه با قاچاق كوكائين جهت بقاء نفوذ سنتي خود در چارچوب دكترين مونروئه می کوشد.

4- حمايت و تقويت نخبگان غربگرا و اين شگرد ديرينه‌اي است كه در آن همه دانش آموختگان مدارس نظامي آمريكا مناصب مهم نظامي را در كشورهاي آمريكاي لاتين كسب مي‌كنند.
5- ايجاد تفرقه بين كشورهاي منطقه (به‌عنوان مثال بين كشور كوبا با بوليوي).

6- تهديد قطع قرارداد تجاري كليدي با بوليوي و فشار جهت باز پس دادن بدهي‌هاي سابق و كنوني.
7- ايجاد درگيري و شرايط ناامن در كشور همچون آدم‌ربايي و مسدود ساختن جاده‌ها و سرقت اموال مسافران، طوريكه برخي از كشورها از جمله آلمان، اسپانيا، فرانسه، انگليس، سوئيس، ژاپن به همراه آمريكا به شهروندان خود درباره سفر به بوليوي هشدار داده‌اند.

ب- بحران‌هاي داخلي كشور بوليوي
1. طرح جدايي‌طلبي مخالفان دولت بوليوي موجب افزايش تنش و خشونت‌ها در اين كشور شده است.
2. شكاف عظيمي بين غني و فقير در اين كشور وجود دارد، به‌گونه‌اي كه ابعاد واقعي بازار آن به علت فقر توده‌ها كاهش يافته است كه اين مسئله اين كشور را با چالش‌هاي زيادي مواجه خواهد ساخت.
در نتيجه فقر و نابرابري، ثبات سياسي را متزلزل و ناهنجاري‌هاي اجتماعي مثل قاچاق مواد مخدر را در اين كشور افزايش خواهد داد.

3. موقعيت اوومورالس، در كشور بوليوي متزلزل است و ديوان ملي این کشور، انتخابات همه‌پرسي دولت وي را در مورد ايجاد تغييراتي در قانون اساسي آن كشور كه هدف از آن تحكيم بخشيدن به پايه‌هاي قدرت او بود، به چالش كشاند.
4. به رغم تلاش‌هاي مورالس يا فاصله گرفتن ظاهري وي از آمريكا، اما وابستگي آن به آمريكا هنوز واقعيتي انكار‌ناپذير است. اين وابستگي، اجازه برنامه‌ريزي‌هاي مستقل را تا چند سال ديگر هم از اين دولت سلب مي‌كند.
 
وابستگي اقتصادي و سياسي نه تنها مكمل يكديگرند، بلكه هر يك تقويت‌كننده ديگري است. هرگاه اين كشور بخواهد با تكيه بر استقلال سياسي، خود را از وابستگي اقتصادي برهاند، با برخورد آمريكا به‌صورت تورم، فشار براي باز پس گرفتن بدهي‌هاي سابق و... مواجه خواهد شد.

نتیجه گیری
با توجه به آنچه كه از واقعيت‌هاي موجود بيان شد، ذكر نكاتي چند به شرح ذيل حائز اهميت است:
1- توسعه روابط با كشورهاي آمريكاي لاتين امری پسندیده و در چارچوب سند چشم انداز بیست ساله است، اما باید در نظر داشت اين روابط اولاً بايد با ساير كشورهای اروپایی، آسيایی، آمريكایی و آفريقایی نیز دنبال شود، نه اينكه روابطمان به تعدادی دولت‌هاي كوچك محدود گردد. ثانياً اولويت يك ديپلماسي فعال رابطه با كشورهايي است كه داراي نقش بيشتري در جامعه بين‌المللي هستند.
 
در دولت‌هاي گذشته نقطه ثقل سياست خارجي ايران برقراري ارتباط با كشورهايي بود كه دوران استقرار و ثبات خود را پشت سر گذاشته بودند و ايران نيز از اين ثبات تأثير مي‌پذيرفت، اما با تغيير اين رويه از شرق به آمريكاي جنوبي، به نظر مي‌رسد كه وارد محيط بازي بازیگران ديگر شديم و مي‌خواهيم قواعد جديدی را تعريف كنيم.
 
لذا كشور مذكور يا كشورهايي كه در اين مناطق منافعي دارند در صورت تضعيف منافعشان واكنش نشان خواهند داد، همچنانكه غرب تصور مي‌كند دولت ايران، تجارت و روابط اقتصادي خود با كشورهاي بوليوي و ساير كشورهاي آمريكاي لاتين را به عقايد سياسي گره مي‌زند، حال آنکه چین بدون ایجاد حساسیت در حال پیگیری منافع اقتصادی و تجاری خود در این منطقه است.

2- نبايد تصور كرد كه مورالس يك ايدئولوگ است و با شعارهاي ضد امپرياليستي كه مي‌دهد مي‌تواند متحد استراتژيك خوبي براي ايران باشد، چراكه عملكرد وي بيانگر اين است كه وی يك عملگرا است. به علاوه بايد يادآور شد كه اولويت هر كشور منافع ملي آن مي‌باشد.
 
اگر ايران به بوليوي يك ميليارد پيشنهاد مي‌كند، محققاً به دلايل و اهدافي كه در متن بدان اشاره شده مورالس آن را مي‌پذيرد. چه بسا با گرفتن امتيازات بيشتري از آمريكا به سمت آن سوق يابد. همچنانكه اين كشور ادامه همكاري خود با آژانس و كمك‌هاي اقتصادي آمريكا را در تاريخ 30 سپتامبر 2007 بار ديگر تمديد كرد و هم اكنون مقامات رسمي آن از طريق مذاكره براي گسترش روابط اقتصادي سعي دارند تا طرح كمك‌هاي هزاره سوم بوش، براي كمك به توسعه عملي شود. اختلاف کنونی آن با آمریکا و اخراج سفیر این کشور نیز می تواند امری موقتی باشد.

حكومت قذافي نيز با وجود شعارهاي ضد امپرياليستي كه در گذشته مي‌داده است، با گرفتن امتيازات از آمريكا، هم‌اكنون به‌عنوان حامي امپرياليسم عمل مي‌كند.
3- در نهایت با در نظر گرفتن واقعیت های موجود باید گفت که برقراری روابط توأم با ذكر شعارهاي تحريك‌كننده و به چالش‌كشاندن آمريكا در منطقه استراتژيكي كه روزگاري حيات خلوت آن محسوب مي‌شد، در اوضاع حساس كنوني می تواند پيامدهاي ناگواري براي ايران به ویژه در پرونده هسته ای به همراه داشته باشد. لذا توصیه می گردد از الگوی سیاست خارجی چین که مبتنی بر رقابت و همکاری است برای توسعه روابط با کشورهای آمریکای لاتین استفاده گردد.
نام:
ایمیل:
* نظر: