پایگاه خبری امید | ommid.com

پنجشنبه ۰۴ ارديبهشت ۱۳۹۳ - 2014 April 24
کد خبر: ۲۳۵
تاریخ انتشار: ۲۸ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۲:۵۷
جامعه‌اي كه افراد آن اوقات فراغت مناسب ندارند، از كيفيت و بهره‌وري مناسبي در كار و فعاليت‌هاي ديگر نيز بهره‌مند نخواهند بود.
مفهوم اوقات فراغت به زماني اشاره دارد كه فرد در آن، كاري را انجام مي‌دهد كه در برابر آن مزدي دريافت نمي‌كند. البته اين تعريف بيشتر بر تمايز ميان كار و فراغت تأكيد دارد. ولي با توجه به اين تعريف، مي‌توان زماني را كه فرد فعاليتي را از روي وظيفه انجام نمي‌دهد، اوقات فراغت در نظر گرفت.
 
به اين ترتيب، فعاليت‌هايي مثل تحصيل، خانه‌داري و فعاليت‌هايي از اين قبيل نيز به صورت فعاليت‌هاي غيرفراغتي تعريف مي‌شود يكي از نتايج مهم اين تعريف اين است كه اوقات فراغت صرفاً، به يك سن يا جنس يا وضعيت خاص محدود نمي‌شود و براساس آن هر يك از افراد جامعه در طي روز و سال، زماني را براي فراغت دارد.
 
حال با توجه به ويژگي‌هاي سني، جنسي، شغلي و تحصيلي، فعاليت‌هايي كه هر يك از افراد در اوقات فراغت انجام مي‌دهند، با يكديگر متفاوت خواهد بود. مثلا فعاليت‌هايي كه نوجواني در اوقات فراغت دارد يا تمايل به انجام آن‌ها دارد، با فعاليت‌هايي كه فردي بازنشسته در اوقات فراغت خويش انجام مي‌دهد، متفاوت ‌است.
 
از اين روي، هر يك از گروه‌هاي ياد شده به امكانات و برنامه‌هاي ويژه‌اي جهت گذران اوقات فراغت خويش احتياج دارند و برنامه‌اي ثابت و كلي براي همة گروه‌ها، به هيچ‌وجه پاسخ‌گوي نيازهاي همة اقشار جامعه نخواهد بود.
 
اوقات فراغت صرفا وجه رهايي از كار ندارد، بلكه كاركردهايي دارد مثل بازتواني افراد، تقويت خلاقيت و افزايش توانايي‌‌هاي فردي و اجتماعي افراد در واقع، جامعه‌اي كه افراد آن اوقات فراغت مناسب ندارند، از كيفيت و بهره‌وري مناسبي در كار و فعاليت‌هاي ديگر نيز بهره‌مند نخواهد بود. فقدان اوقات فراغت مطلوب با كاهش خلاقيت در جامعه همراه است و تنش و استرس را در جامعه افزايش خواهد داد.
 
از سوي ديگر، رابطة مستقيمي بين اوقات فراغت و جرائم وجود دارد. جامعه‌اي كه نتواند براي اوقات فراغت جوانان خود برنامه‌هاي مناسبي تأمين كند و آنها را در فعاليت‌هاي تفريحي، ورزشي و ... درگير كند، با افزايش جرائم مواجه خواهد شد.

تأمين امكانات فراغت، متناسب با نيازهاي اقشار مختلف، يكي از وظايف دولت‌هاست. ناتواني دولت در تأمين برنامه‌ها و امكانات مناسب براي اوقات فراغت شهروندان نتايج زيان‌باري براي دولت و جامعه به‌همراه خواهد داشت. كاهش خلاقيت و شادابي در جامعه، افزايش دلزدگي و بي‌تفاوتي و شدت يافتن خشونت و جرائم از جمله اثرات زيان‌بار فقدان برنامه‌ريزي و امكانات مناسب براي اوقات فراغت در جامعه است.

جامعه ايران جامعه‌اي است جوان و از اين روي، مسئله فراغت و مخصوصاً فراغت جوانان، يكي از مسائل عمدة پيش‌روي جامعة ماست. متأسفانه در خصوص فراغت جوانان، مانند تحصيل، اشتغال و ازدواج آنان بيشترين بار بر عهدة خانواده است. در واقع، خانواده‌ها در اين حوزه نيز مانند بخش‌هاي ياد شده، بار مسئوليت دولت را به‌دوش مي‌كشند.
 
از سويي، برنامه‌هاي دولت براي فراغت جوانان از لحاظ كمي به‌شدت، محدود و ناكافي است و از سوي ديگر، كيفيت مطلوبي ندارد، به شكلي كه خانواده‌ها ترجيح مي‌دهند با تقبل هزينه‌هاي فراغت فرزندان، خودشان برنامه‌ريزي اوقات فراغت آنها را بر عهده گيرند يا اين كار را به بخش خصوصي بسپارند.

ثمره اين وضعيت وارد شدن فشار هر‌چه بيشتر بر خانواده‌هاست. در واقع، خانه كه بايد محل استراحت و آرامش والدين و فرزندان باشد، به عرصة تلاش دائمي والدين براي تأمين هزينه‌هاي تحصيلي و فراغت و ازدواج جوانان تبديل شده است و تنش و استرس در خانواده، دائماً افزايش مي‌يابد.

يكي از دلايل عمدة پيش آمدن چنين وضعيتي، بي‌توجهي دولت‌ها به مسئلة اوقات فراغت است. در واقع، مسئلة فراغت همواره مسئله‌اي حاشيه‌اي و كم اهميت در نظر گرفته شده است و هيچ‌گاه برنامة بلندمدت و جامعي براي تأمين اوقات فراغت همة اقشار جامعه در نظر گرفته نشده است.
 
در واقع، برنامه‌هاي دولت‌ها عمدتاً، جزئي‌نگر و متمركز بر دوره‌هاي زماني خاص، گروه‌هاي سني خاص و فعاليت‌هاي خاص بوده است. در واقع، مسئلة اقات فراغت هيچ‌گاه به صورت مسئله‌اي اجتماعي و فراگير كه به تمام اقشار جامعه مربوط مي‌شود، در نظر گرفته نشده است.

يكي ديگر از ويژگي‌هاي برنامه‌هاي ارائه شده در حوزة اوقات فراغت، فقدان تنوع در اين برنامه‌هاست. در واقع، در تدوين اين برنامه‌ها، به اختلافات فرهنگي و اقتصادي گروه‌هاي مختلف توجه نشده و سعي شده است نسخة ثابتي براي جوانان، دانش‌آموزان و ... پيچيده شود. ثمرة چنين نگاهي به مسئلة اوقات فراغت، شكل‌گيري برنامه‌هاي نامنعطف و متمركزي است كه عملاً، توانايي جلب اقشار مختلف را ندارد.

برنامه‌هاي اوقات فراغتي كه دولت طراحي مي‌كند شديدا متمركز است و شهروندان در تدوين و اجراي اين سياست‌ها نقش مؤثري ندارند. در واقع شهرونداني كه از اين برنامه‌ها استفاده مي‌كنند، كاربران منفعلي هستند كه به‌علايق و خواست‌هاي آنها توجه نشده است.
 
عمدتاً سياست‌گذار دولتي به اولويت‌هاي اقتصادي و سياسي خود توجه دارد و علايق و خواست‌هاي شهروندان يا به‌دليل ملاحظات سياسي يا به علت مسائل مالي مغفول واقع مي شوند. نتيجة اين فرايند محدود بودن كاربران اين برنامه‌ها و اقبال نكردن شهروندان به اين برنامه‌هاست.
 
در ايران، تماشاي تلويزيون عمده‌ترين فعاليتي است كه اوقات فراغت افراد را پر مي‌كند. اگرچه تقريباً، در تمام كشورهاي جهان، تماشاي تلويزيون عمده‌ترين فعاليت افراد در زمان فراغت است، اما زماني كه در ايران صرف تماشاي تلويزيون مي‌شود، اختلاف زيادي با ساير كشورها دارد.
 
در واقع، در جوامع پيشرفته، تلويزيون در كنار كتاب، روزنامه ، سينما، موسيقي، ورزش و جشن‌هاي عمومي برنامه‌هاي اوقات فراغت را تكميل مي‌كند. در حالي كه در كشور ما فراغت صرفا به تماشاي تلويزيون و مسافرت محدود مي‌شود.
 
فضاهاي شهري به هيچ وجه، امكانات مناسبي براي پر كردن اوقات فراغت شهروندان ندارد و از همين روي، شهرها در روزهاي تعطيل خلوت‌ترين ساعات خود را مي‌گذرانند. خالي شدن شهرها در تعطيلات و هجوم مردم به نواحي خارج شهري بيان‌‌كنندة فقدان فرصت‌هاي مناسب تفريح در شهر است.
 
در واقع، شهر بزرگي مثل تهران براي شهروندان صرفا از نظر اقتصادي مهم است و به محض اين‌كه فرصت فراغتي به آنها دست مي‌دهد، همگان در پي ترك آن هستند. شدت اين فشار به حدي است كه افراد حاضرند ساعت‌ها در ترافيك سنگين جاده‌هاي بين شهري معطل شوند، ولي رنج گذراندن دو روز تعطيل را در شهر تهران تحمل نكنند.
 
به نظر مي‌رسد كه يكي ديگر از مشكلات سياست‌گذاري اوقات فراغت، نگاه ضربتي و مقطعي به اوقات فراغت است. در نگاه سياست‌گذار رسمي، تفريح و فراغت صرفا به بخش محدودي از جامعه، كه عمدتا كودكان هستند، محدود مي‌شود. علاوه بر اين، همين بخش محدود نيز صرفا در زمان‌هاي مشخصي از سال به برنامه‌هاي مربوط به اوقات فراغت احتياج دارند و در ساير اوقات سال، ديگر نيازي به برنامه‌هاي مربوط به فراغت ندارند.
 
در واقع، در اين نگاه، رابطة تقابلي بين كار و تفريح كاملا آشكار است. ساير اقشار اجتماع هم كه مشغول به كارند، نيازمند برنامه‌هاي مربوط به اوقات فراغت نيستند و دانش‌آموزان نيز صرفا در سه‌ماه تابستان به تفريح و سرگرمي نياز پيدا مي‌كنند.
 
پيامد چنين نگاهي، محدود شدن فرصت‌هاي تفريح در شهرها و تبديل شدن شهر به محيطي اقتصادي است. كمبود فرصت‌هاي تفريح و فراغت براي اقشار مختلف از جمله زنان، سالمندان و بزرگسالان در كشور آشكار است. به نظر مي‌رسد كه تداوم چنين نگرشي با كاهش شادابي در جامعه و افزايش سرخوردگي همراه خواهد بود.
 
تلاش براي فراهم كردن فرصت‌هاي فراغت براي تمام اقشار و گروه‌ها در تمام ايام سال و توجه بيشتر به مشاركت مردم در اين برنامه‌ها راهبردي است كه با در دسترس قرار دادن برنامه‌هاي تفريحي مناسب، زمينه‌ساز افزايش شادابي شهروندان مي‌شود.
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته:
ناشناس
|
|
۲۳:۲۹ - ۱۳۸۷/۱۱/۱۰
0
0
گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من، آن چه که البت به جایی نرسد فریاد است!!!!!!!!!!!
ناشناس
|
|
۲۲:۳۰ - ۱۳۸۷/۱۱/۲۴
0
0
بسیار ممنون
نام:
ایمیل:
* نظر: