این دوره از انتخابات در طی سه دهه اخیر از نظر تعدد کاندیداهای مطرح شده و تشتت آراء در درون طیفهای سیاسی در نوع خود بیسابقه باشد. بیتردید، روزهای آتی آبستن تحولات بسیاری در درون دو طیف مطرح کشور است.
کمتر از دو ماه به انتخابات ریاست جمهوری دهم باقی است. شمارش معكوس براي رسيدن به 22 خرداد و زمان انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري آغاز شده و از هماكنون رايزني گروهها و احزاب براي انتخاب گزينه اصلح و معرفي آن به مردم درحال شكلگيري است. در اين شرايط، دو گروه سياسي اصلاحطلب و اصولگرا نيز در تلاشان تا با معرفي فرد یا افراد مورد نظرشان، اداره مملكت براي 4 سال آينده را در اختيار بگيرند.
در طی هفتههای گذشته، در درون هر یک از دو طیف اصولگرا و اصلاحطلب و حامیان آنها، تحولاتی روی داده است که منجر به بروز اختلافات درونی، چنددستگی و تشتت آرا در میان آنها شده است. موضوع حمایت یا عدم حمایت از احمدینژاد و یا انتخاب گزینههای دیگر و چگونگی و نحوه حمایت از کاندیدای اصولگرایان، داغترین موضوع مذاکرات این روزهای گروههای اصولگرا است.
اگرچه گروههای طرفدار احمدینژاد، همچون حامیان دولت (رایحه خوش خدمت) و جمعیت ایثارگران موضع خود را با حمایت از احمدینژاد اعلام کردهاند اما هنوز گروهها و طیفهای دیگر اصولگرا با چراغ خاموش حرکت میکنند. برخلاف حامیان دولت، گروهها و طیفهای موسوم به راست میانه حمایت چندانی از احمدی نژاد نشان نمیدهند و به دنبال گزینه دیگری غیر از احمدینژاد هستند (گزینههایی مانند رضایی، ولایتی، قالیباف و....). همچنین برخی از فعالان سیاسی اصولگرا، شعار عبور از احمدینژاد را مطرح کردهاند به طوری که در این روزها، بحث عبور از احمدینژاد به یکی از موضوعات اصلی میان آنها تبدیل شده است.
از سوی دیگر، بسیاری از شخصیتهای برجسته طیف اصولگرایان، وجود 2 یا 3 کاندیدا از این طیف را برای حضور گسترده مردم در انتخابات امری بدیهی و لازم میدانند. این عده از اصولگرایان به این نتیجه رسیدهاند که وجود افراد دیگری که هم جسارت احمدینژاد را داشته باشند و هم نقاط ضعفشان از او کمتر باشد، انتخاب احمدینژاد به عنوان کاندیدای اصلح، را به امری نامحتمل تبدیل کرده است.
بهزعم آنها، در درون طیف اصولگرایان نامزدهایی را میتوان یافت که شرح صدر بیشتری برای برخورد با منتقدان و نیز توان جذب مخالفان و به کارگیری افراد دارای سلیقههای مختلف را دارا هستند. با وجود اینکه در روزهای اخیر به سبب شناخته بودن احمدینژاد در کشور حمایتهای جسته و گریخته از او صورت گرفته است اما همچنان سردرگمی و تشتت آرا در بین اصولگرایان وجود دارد.
سیر تحولات چندماهه انتخابات ریاست جمهوری نشانی میدهد که جریان سیاسی اصولگرایی از آفت تردید رنج میبرد. افراد تاثیرگذار این جریان معتقدند که هیچ یک از کاندیداهای موجود در صحنه انتخابات ایدهآل اصولگرایان و اصلح نیستند و باید فرد دیگری وارد این صحنه شود.
انصراف رسمی دکتر قالیباف نیز اصولگرایان را از داشتن کاندیدایی محبوب و کارآمد محروم کرده است. مساله دیگری که اصولگرایان را با اختلافات درونی زیادی مواجه نموده، حضور میرحسین موسوی در انتخابات آینده است چرا که به نظر میرسد بخشی از طرفداران او، در درون طیف اصولگرایان قرار داشته باشند.
در جبهه دیگر، اصلاحطلبان با دو کاندیدا مهدی کروبی و میرحسین موسوی برای رقابتهای انتخاباتی، اعلام حضور نمودهاند. وضعیت این طیف و حامیان آنها به مراتب پیچیدهتر از طیف اصولگرایان به نظر میرسد. به باور بسیاری از صاحبنظران و فعالان سياسي، جبهه اصلاحطلبان دچار تشتت بوده و امکان اجماع آنها بر روي يک نامزد در انتخابات آتي رياست جمهوري منتفي است.
هر دو نامزد جبهه اصلاحطلبان نیز تاکيد کردهاند که تا پايان رقابتها باقي خواهند ماند و از عرصه انتخابات کنار نميروند. وجود دو نامزد در جبهه اصلاحطلبان موجب شده است که احزاب اصلاحطلب نيز دو پاره شوند. از یک سو مجمع روحانيون مبارز به رغم آنکه به طور رسمي از موسوي حمايت کرده است، برخي از اعضاي موثر آن به سمت حمايت از کروبي رفتهاند. حزب کارگزاران سازندگي نيز به همين سرنوشت دچار شده است و به رغم اعلام رسمي حمايت اين حزب از موسوي، برخي اعضاي ارشد آن از جمله دبيرکل اين حزب، از کروبي حمايت کرده و به ستاد وي رفتهاند.
شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات و سازمان مجاهدین انقلاب نیز در توافق صددرصدي براي حمايت از کاندیدای موردنظر دچار سردرگمی هستند. با این شرایط تفرقه و تشتت در جبهه اصلاحات رو به گسترش است و نامزدها عليه يکديگر موضعگيري ميکنند. در حالي که مسئولين ستاد کروبي تاکيد بر ماندن و عدم کنارهگيري او دارند، بسیاری از اعضای ارشد ستاد ميرحسين موسوي بر این باوراند که وی به نفع ميرحسين کنار خواهد رفت.
حتي مواضع درون حزبي برخي از اين احزاب و گروههاي اصلاحطلب با تفرقه مواجه است، در حالي که بيانيه يک حزب به سمت يک نامزد است افرادي در حزب از شخص ديگري حمايت ميکنند. با وجود آنکه اصلاحطلبان تلاش ميکنند تا خود را در منسجم نشان دهند، عملکرد آنان نشان ميدهد که در عرصه انتخابات رياست جمهوري انسجام لازم را از دست داده و دچار تزلزل تصمیمگیری هستند.
استمرار تردید دامنهدار در میان اغلب گروههای اصلاحطلب و به جمعبندی نرسیدن آنها برای برگزیدن یکی از این دو چهره به عنوان چهره اصلی اصلاحطلبان در حال تبدیل شدن به چالش روزهای آتی این جناح سیاسی است. اصلاحطلبان به حدی دچار پراکندگی هستند که حتی گزینههایشان از چهرههای مطرح مانند موسوی و کروبی، عارف و نجفی به دوردستها نیز رسیده و افرادی مثل عبدالله نوری، اعلمی و افراد دست چندم نیز مطرح هستند. (هرچند عبدالله نوری انصراف خود را اعلام کرده است).
به نظر میرسد که این دوره از انتخابات در طی سه دهه اخیر از نظر تعدد کاندیداهای مطرح شده و تشتت آراء در درون طیفهای سیاسی در نوع خود بیسابقه باشد. بیتردید، روزهای آتی آبستن تحولات بسیاری در درون دو طیف مطرح کشور است.